درست غذارسانی کنیم...
feeding strays
حامیان مهربان که به حیوانات غذارسانی می‌کنید، کارتان عالی و قابل تقدیر است ولی اگر قصد کمک به حیوانات را دارید با رعایت چند نکته، درست‌تر کمک کنید:

نکتهٔ شماره ۱: حیوانی را فدای حیوان دیگر نکنید. خرید گوشت لخم (چه گوشت گاو و گوسفند باشد، چه مرغ و چه ماهی) و خوراندن آنها به حیوانات، ظلم به حیوانات به اصطلاح «پرورشی» است چون باعث افزایش تقاضا برای گوشت و آزار و کشتار حیوانات بیشتر می‌شود. توجه داشته باشید که زندگی حیواناتی مانند مرغ، ماهی، گاو و گوسفند به مراتب بدتر از زندگی یک سگ یا گربه است. همیشه فقط «دورریز» کشتارگاه‌ها یا قصابی‌ها یا اغذیه‌فروشی‌ها یا رستوران‌ها را به سگ‌ها و گربه‌ها بدهید تا باعث افزایش تقاضا برای گوشت نشوید (در صورتی که به حیوانات اسکلت می‌دهید، آن را کاملاً چرخ کنید. وجود استخوان‌های ریز و تیز می‌تواند باعث پارگی روده‌ها و خونریزی داخلی در آنها شود. برای سگ‌ها می‌توانید مثلاً ضایعات را با مقداری مارکارونی یا برنج یا جوپرک یا آرد سبوس‌دار و مقداری سبزیجات مثل هویج و حتی مقداری نخودفرنگی یا عدس بپزید. همچنین، غذاهای پرادویه برای حیوانات مناسب نیستند. اگر از دورریز کانتین‌ها و رستوران‌ها استفاده می‌کنید، می‌توانید مثلاً تکه‌های گوشت پرادویه را بشویید و در آب بجوشانید تا قسمت زیادی از ادویه از آن خارچ شود).

نکتهٔ شماره ۲: غذارسانی بدون عقیم‌سازی حیوانات ماده، یک راه حل موقت است که در درازمدت پیامدهای بد بیشتری برای حیوانات دارد. غذارسانی در یک منطقه، باعث می‌شود که توله‌های بیشتری به سن بلوغ برسند. البته هدف ما همین است که این حیوانات زنده بمانند ولی بعد از مدتی تعداد حیوانات در منطقه افزایش پیدا می‌کنند و کل حیوانات منطقه با کمبود منابع از جمله همان غذا مواجه می‌شوند یا افزایش جمعیت آنها باعث شروع کشتارها در منطقه می‌شود و زندگی همهٔ حیوانات منطقه به طور جدی به خطر می‌افتد. اگر به طور مرتب و گسترده غذارسانی می‌کنید، در عقیم‌سازی هم فعال شوید (عقیم‌سازی حتماً باید توسط پزشک مجرب و در کلینیک‌ معتبر و با رعایت کامل اصول انجام شود) یا از گروه‌ها و افرادی که در عقیم‌سازی فعال‌اند بخواهید این وظیفه را بر عهده بگیرند. راه حل نهایی برای حیوانات وابسته به انسان، پیشگیری از زاد و ولد کردن آنهاست. هر حمایتی بدون عقیم‌سازی، یک چرخهٔ باطل است. رها کردن این حیوانات به سرنوشت شومشان هم غیر مسئولانه است و باعث  ادامهٔ رنج و دردشان تا ابد می‌شود.

نکتهٔ شماره ۳: در جاهای کم‌رفت و آمد غذارسانی کنید تا باعث نارضایتی مردم منطقه و دشمنی با حیوانات نشود. اگر مردم منطقه‌ای، نسبت به غذارسانی واکنش بد نشان می‌دهند بهتر است حیوانات را به جاهای دور از دید مردم بکشانید و آنها را عادت بدهید که در آنجا منتظر غذا بمانند. توجه کنید که بحث و جدل با مخالفان حضور حیوانات، خشم شما را تا حدودی کاهش می‌دهد ولی علاقهٔ این مردم نسبت به حیوانات را افزایش نمی‌دهد. این نوع برخوردها معمولاً به ضرر حیوانات تمام می‌شود حتی اگر شما آنجا نباشید که این ضرر را ببینید. با مخالفان و منتقدان، با ملایمت بحث کنید و سعی کنید آنها را به طرف حیوانات جذب کنید. با همان زبانی صحبت کنید که این مخالفان به آن اعتقاد دارند: به زبان وجدان، به زبان یک پدر و مادر، به زبان یک معتقد به دین...حیوانات به اندازهٔ کافی دشمن دارند. برای آنها دوستان جدید پیدا کنید. شاید غیر واقع‌بینانه به نظر برسد ولی با رفتار درست می‌توان تعداد زیادی از همین مخالفان را به طرفداران حیوانات تبدیل کرد.

نکتهٔ شماره ۴: طوری غذارسانی کنید که جان حیوانات به خطر نیفتد مثلاً مجبور نباشند از خیابان رد شوند یا زیاد از حد به جاده نزدیک شوند. 

نکتهٔ شماره ۵: اگر حیوانی دستی نیست، سعی نکنید او را دستی کنید. همهٔ آدم‌ها به اندازهٔ شما مهربان نیستند و اعتماد بیش از اندازه به انسان‌ها معمولاً به سود حیوانات تمام نمی‌شود.

نکتهٔ شماره ۶: در شهرها، بیش از اندازهٔ مصرف حیوانات غذا نریزید و تمام ظرف‌ها یا پلاستیک های احتمالی را جمع کنید. 

نکتهٔ شماره ۷: اگر به صورت مرتب غذارسانی می‌کنید سعی کنید مواد ضد عفونی کنندهٔ زخم (مثل اسپری otc و بتادین رقیق شده) با خود داشته باشید تا در صورت مشاهدهٔ حیوانات زخمی، زخم آنها را ضد عفونی کنید.

ذهن آمادهٔ خدمت

 

mind
بعضی‌ها که آمادهٔ کمک به حیوانات‌اند مرتب حیوانات نیازمند به تورشان می‌خورد و بعضی‌ها هیچ وقت این حیوانات را نمی‌بینند. جریان چیست؟ آیا حیوانات، اشخاص مشخصی را انتخاب می‌کنند؟ نه، مسلماً اینطور نیست. در بسیاری از کشورها برخی از انواع حیوانات مورد رنج عمداً در خارج از حوزهٔ دید آدم‌ها قرار داده می‌شوند مانند حیوانات پرورشی که دور از چشم مردم پرورش داده می شوند و کشته می‌شوند ولی در کشوری مثل ایران فرقی نمی‌کند در روستا زندگی کنید یا شهر، در تهران زندگی کنید یا شهرستان،  پایین شهر زندگی کنید یا بالای شهر. حیوانات بیمار، آسیب دیده، شکنجه شده، گرسنه و آواره همه جا هستند، جلوی چشمان ما. اگر هیچ حیوان دیگری نباشد این مسئله لااقل در مورد گربه‌ها و در بیشتر جاها در مورد سگ‌ها صادق است. دلیل اینکه برخی این حیوانات را می‌بینند و برخی دیگر نه، این نیست که این حیوانات آدم‌های خاصی را جستجو می‌کنند. دلیل این امر، عملکرد مغز است. مغز ما اطلاعات زیادی را از حواسمان دریافت‌ می‌کند و نمی‌تواند به همهٔ قسمت‌های این اطلاعات به یک اندازه اهمیت بدهد. برای همین بر اساس ضوابطی که ما برایش تعیین می‌کنیم اطلاعات دریافت شده را فیلتر می‌کند و فقط روی قسمت‌هایی متمرکز می‌شود که برای ما مهم است. کسی که برایش سرنوشت حیوانات مهم است یا در گذشته به یک حیوان خیابانی کمک کرده است، به طور اتوماتیک این پیام را به مغز خودش می‌دهد که حیوانات موجود در تصاویر و صداهای دریافت شده را جدی بگیرد. برعکس، مغز کسانی که هرگز این تجربه را نداشته‌اند این قسمت از تصاویر دریافت شده را به عنوان قسمت «کم‌اهمیت» تلقی می‌کند. به این ترتیب است که مثلاً کسی که به حیوانات غذارسانی می‌کند، آن دو چشم گرسنه پشت سطل زباله در گوشهٔ تاریکی از کوچه، آن چشم‌های وحشت زده که از توی جوی به بالا چشم دوخته‌اند و آن بچه گربهٔ زخمی بر لب دیوار را می‌بیند و یک نفر دیگر به همین کوچه نگاه می کند و گربه‌ای در آن نمی‌بیند.هیچ چیز عجیب و غریبی در کار نیست. اگر در ایران زندگی می‌کنید و هر هفته حداقل چند حیوان نیازمند را نمی‌بینید نشان دهندهٔ آن است که کمک به حیوانات هنوز برایتان اهمیت پیدا نکرده است. نگاه نکردن یا ندیدن شما صورت مسئله را پاک نمی‌کند. حتی اگر شما نبینید آن گربهٔ پشت سطل زباله واقعاً گرسنه است و آن بچه‌گربهٔ بالای دیوار آن خانه دارد از تب و عفونت می‌میرد. این حیوانات آنجا هستند، گرسنه، زخمی، بیمار، آسیب دیده، تنها و بی‌پناه و شاید شما آخرین شانس نجات آنها هستید. پس مغزمان را آمادهٔ دریافت تصویر و صدای آنها کنیم. ذهنمان را آمادهٔ خدمت کنیم. طور دیگری ببینیم. این جذب بدبختی نیست، این، «جذب فرصت‌های کمک‌رسانی و ایجاد تغییرات مثبت» است. این یک پیام به مغز است که می‌خواهم تغییرات مثبت ایجاد کنم، می خواهم زندگی را بسازم. این وارد شدن به بعد برتر زندگی است..تالین ساهاکیان

مرگ سیاه و چسبناک...


black death
این تصاویر، وضعیت تعدادی از حیوانات، بعد از نشت نفت در آب دریاها را نشان می‌دهند. بیشتر این تصاویر مربوط به نشت نفت از نفتکش در خلیج مکزیک در سال ۲۰۱۰ هستند که باعث ریختن ۲۰۵ میلیون گالون نفت و ۲۲۵ هزار تن متان به خلیج مکزیک شد. پس از این حادثه، کارشناسان موفق شدند ۲۵ درصد نفت نشت کرده را از خلیج مکزیک جمع آوری کنند. متاسفانه بقیهٔ آن در ۸۸۵۰۰ مایل مربع پخش شد و حیوانات و گیاهان زیادی را به کام نابودی کشید. یک فاجعهٔ زیست‌محیطی خیلی بزرگ که تاثیراتش هنوز هم ادامه دارند.
بعضی از منابع، تعداد پرندگان کشته شده در نتیجهٔ این حادثه را چندین ده‌هزار و برخی از منابع چند صد هزار تا دو میلیون برآورد می‌کنند. تعداد پستانداران کشته شده تا یک سال بعد از این حادثه حدود ۲۶ هزار و تعداد لاک‌پشت‌های کشته شده ۶ هزار برآورد شده بود. بدیهی است که این ارقام با گذشت زمان افزایش پیدا کرده‌اند. در مورد ماهی‌ها و بی‌مهرگان مانند خرچنگ‌ها، مرجان‌ها، لابسترها، ارگانیسم‌هایی که در شن‌های ساحل زندگی می‌کنند، ستاره‌های دریایی و غیره حتی آمار تقریبی هم وجود ندارد. بدیهی است که تعداد قربانیان در دو دستهٔ ماهی‌ها و بی‌مهرگان بسیار بالاتر از دسته‌های قبلی و غیر قابل شمارش است.
ریختن نفت و فرآورده‌های نفتی در دریاها یک فاجعهٔ زیست‌محیطی تمام عیار است که پی‌آمدهای آن تا چندین سال و حتی چند ده سال گریبان اکوسیستم دریای قربانی را می‌گیرد و موجودات بسیاری را به کام مرگ می‌کشد، مرگی سیاه و چسبناک...

گرمازدگی در سگ‌ها و راه‌های جلوگیری و درمان آن


hit stroke
گرمازدگی در سگ‌ها یک مسئلهٔ خیلی جدی است که می‌تواند نتایج کشنده‌ای مانند سکتهٔ قلبی را در پی داشته باشد. سگ‌ها مثل ما عرق نمی‌کنند و اگر چه در پنجه‌هایشان غدد عرق دارند، تنظیم گرما در درجهٔ اول از طریق تنفس با دهان باز انجام می‌شود ولی بسیار پیش می‌آید که این کافی نیست.بدن سگ‌ها گرم‌تر از بدن ماست و در حالت نرمال بین ۳۸٫۳ تا ۳۹٫۲ درجهٔ سانتیگراد قرار دارد. با رسیدن حرارت بدن به ۳۹٫۵ درجه، سگ در خطر گرمازدگی و با رسیدن به ۴۱ درجهٔ سانتیگراد سگ در معرض خطر جدی از کار افتادن اندام‌ها، ایست قلبی و مرگ قرار می‌گیرد.
نشانه‌های گرمازدگی در سگ‌هاله‌له زیاد، عدم توجه و تمرکز، جاری شدن آب زیاد از دهان، گیجی، تب، تهوع، اسهال، ضربان قلب تند شده، تغییر رنگ لثه‌ها و زبان به صورتی روشن یا آبی و در نهایت بی‌هوشی.
سگ‌هایی که در معرض خطر بیشترند:سگ‌های پیر، بچه‌ها، نژادهای موبلند، نژادهای دماغ‌کوتاه و صورت‌پهن مانند شیتزو و باکسر، سگ‌های بیمار و مخصوصاً سگ‌هایی که ناراحتی قلبی دارند و همچنین، سگ‌هایی مانند سگ‌های گله‌داری که فعالیت زیاد می‌کنند در معرض جدی‌تر خطر گرمازدگی‌اند. 

 

کمک به سگ گرمازده

 

  1. سگ را سریع به جایی خنک منتقل کنید مانند داخل منزل یا خودرویی که با کولر یا پنکه خنک شده است یا زیر سایه.
  2. اگر وان آب یا تشت یا برکه‌ای در دسترس است و سگ هنوز به وضعیت بحرانی نرسیده است و می‌تواند راه برود او را در آب قرار دهید. در غیر این صورت، چند عدد دستمال را با آب ولرم متمایل به خنک کاملاً خیس کنید و روی سر، گردن، قفسهٔ سینه، زیر بغل‌ها و پاهای عقب قرار دهید و در همان حال دست‌هایتان را با آب ولرم متمایل به خنک خیس کنید و روی گوش‌ها و پنجه‌هایش بکشید. در صورتی که دستمال در دسترس نیست، آب ولرم متمایل به خنک را کم کم روی بدنش بریزید. از وسط بدن شروع نکنید. ابتدا آب را روی پنجه‌ها بریزید و به تدریج ریختن آب را به طرف زیربغل‌ها و شکم ادامه دهید.
  3. اگر سگ کاملاً به هوش است، به او آب خنک بدهید ولی مجبورش نکنید آن را بخورد. اگر سگ بی‌حال یا بیهوش است زبانش را خیس کنید. از دادن یخ به سگ خودداری کنید.
  4. از خوراندن آب خیلی سرد یا یخ یا ریختن آب خیلی سرد یا یخ روی بدن سگ گرمازده جداً خودداری کنید چون ممکن است اختلاف درجه حرارت بین دمای بدن و یخ موجب بروز شوک شود.
  5. در صورتی که سگ را در حالت حاد گرمازدگی مانند گیجی، بی‌هوشی و تنفس خیلی بد پیدا کردید، پس از اقدامات اولیه برای خنک کردن، او را سریعاً به کلینیک دامپزشکی برسانید چون ممکن است اندام‌های داخلی آسیب دیده باشند و با وجود خنک شدن، جانش را از دست بدهد یا دچار مشکلات مزمن شود که پس از مدتی باعث مرگش شوند.

 

پیشگیری از گرمازدگی در سگ‌هایی که سرپرست دارند

  • در ساعات گرم روز از بیرون بردن سگ خودداری کنید. اگر در جای خیلی گرم و مخصوصاً گرم شرجی زندگی می‌کنید، سعی کنید بیرون بردن را به صبح خیلی زود و عصر به بعد محدود کنید. توجه کنید که آسفالت گرم هم می‌تواند باعث سوختگی پنجه‌ها شود.
  • از فعالیت زیاد سگ در روز جلوگیری کنید.
  • تحمل گرما برای سگ‌ها سخت‌تر از تحمل گرما توسط ماست. همیشه امکانی فراهم کنید که سگ به جای خنک (در منزل با وسایل سرمایشی و در بیرون به سایه) دسترسی داشته باشد. همیشه آب کافی برای سگتان به همراه داشته باشید، هم برای خوردن و هم برای قرار دادن دستمال‌های خیس روی گردن و بدن برای خنک کردن او.
  •  اگر سگتان از آب خوشش می‌آید، امکان آب‌تنی را برایش فراهم کنید. یک وان بچهٔ پلاستیکی بخرید و هر روز آب کنید و اجازه دهید سگتان مدتی در آن بماند.
  • هرگز و هرگز در فصل گرما سگتان را در ماشین تنها نگذارید حتی برای دو دقیقه. هر جا می‌روید سگ را پیاده کنید و با خودتان ببرید.

تغذیهٔ وگان و پروبیوتیک‌هاتغذیهٔ وگان و پروبیوتیک‌ها

probiotics
پروبیوتیک‌ها باکتری‌های خوبی هستند که به روده در هضم و شکستن غذاها و مقابله با میکروب‌ها کمک می‌کنند. اگر چه اسم نسبت داده شده به برخی از این باکتری‌ها با واژهٔ «لاکتو» شروع می‌شود و این باکتری‌ها معمولاً به ماست، دوغ و برخی محصولات لبنی دیگر نسبت داده می‌شوند، محصولات لبنی تنها منبع این باکتری‌ها نیستند.
افراد وگان که محصولات لبنی نمی‌خورند از کجا می‌توانند این باکتری‌های خوب را تامین کنند؟همهٔ مواد غذایی که از راه تخمیر درست می‌شوند، منبع پروبیوتیک‌‌ها هستند. در تغذیهٔ وگان می‌توان برای نمونه از این غذاها به عنوان منبع پروبیوتیک نام برد:
-  انواع واقسام ترشی‌ها (بهتر است پاستوریزه نباشند): از خیارشور و لیته و ترشی کلم و هویج و غیره گرفته تا زیتون شور.
-  تمپه (یکی از فرآورده‌های سویا که شبیه توفو است).
-  میسو (یکی از فرآورده‌های سویا که می‌توان از آن به عنوان طعم دهنده در تهیهٔ سس‌ها و سوپ‌ها استفاده کرد).
-  کلم ترش (ترجیحاً غیر پاستوریزه) که مخصوصاً در بعضی از کشورهای غربی بسیار محبوب است (عکس سوم).
-  شیر سویا و شیر مغزهای مخالف: این شیرها به طور ذاتی شامل مقداری پروبیوتیک‌اند ولی در سال‌های اخیر تولید کنندگان باکتری‌های خوب فعال به شیرهای گیاهی اضافه می کنند.
-  چای یا شربت کمبوجا (نوعی قارچ چای): این چای که سابقه‌ای ۲۰۰۰ ساله دارد سرشار از آنزیم‌های فعال، آنتی‌اکسیدان‌ها، اسیدهای آمینه  و همجنین، پروبیوتیک‌هاست و خاصیت سم‌زدایی دارد (برای سفارش به سایت‌های آنلاین مراجعه کنید).
-  مکمل‌های پروبیوتیک وگان: اگر از هیچ یک از محصولات بالا استفاده نمی‌کنید، می‌توانید مکمل‌های پروبیوتیک وگان را که در سال‌های اخیر به فراوانی در بازار موجودند مصرف کنید.

 

 

تفاوت پروبیوتیک‌ها با پریبیوتیک‌ها

Probiotics vs prebiotics