- توضیحات
- نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
هزینهای که سگها، گربهها و خرگوشهای تغییر داده شده با دماغ کوتاه میپردازند

تصور کنید در پیچ و خمهای تکامل، موجودی باهوشتر از بشر به وجود میآمد و راه کج بشر امروزی را پیش رو میگرفت و شروع به «اهلی کردن» حیوانات دیگر از جمله بشر میکرد و کار به پرورش نژادهای بشری میکشید. بعد وقتی بشرهای ناقصالخلقه به دنیا میآمدند که جمجمهشان پهنتر از معمول و چشمانشان ورقلمبیده و دماغشان پهن و کوتاه بود، بر میجهید و میگفت «آه چقدر بامزه! من این صورت تخت با چشمهای ور قلمبیده و دماغهای کوتاه را دوست دارم» و آدمها با این نقص ژنتیکی را با هم آمیزش میکرد و نسل در نسل بیشتر و بیشتر تغییر میداد و برایش اصلاً اهمیتی نداشت که این ابنای بشر «صورتتخت» نمیتوانند درست نفس بکشند و دهها بیماری و بدبختی دارند!
این همان اتفاقی است که در پرورش بعضی از نژادهای سگ و گربه و حتی خرگوش اتفاق افتاده است. چون صورت پهن و چشمان از حدقه درآمده و دماغ کوتاه این حیوانات به سلیقهٔ آدمها خوش آمده است، این حیوانات را در مقیاسی وسیع و در نژادهای مختلف پرورش دادهاند و این داستان پرورش و تغییر ژنتیکی هنوز هم ادامه دارد.
اما مشکل کجاست؟ مشکل خیلی ساده است: تختی صورت، یک نقص ژنتیکی و ناقصالخلقگی بوده که توسط پرورش دهندگان حیوانات تقویت شده است. هزینهای که این حیوانات برای این تختی صورت «بامزه» میپردازند بسیار گزاف است:
- مشکلات تنفسی: سوراخهای بینی این سگها تنگ و نرمکام (بافت نرمی است که بخش عقب سقف دهان را تشکیل میدهد) آنها طولانیتر از حد معمول است. این باعث مشکلات تنفسی میشود و این حیوانات مرتب در حال خسخس کردن یا خرناس کشیدناند. بسیاری از هواپیماییهای دنیا، از قبول این حیوانات خودداری می کنند چون میترسند این مشکلات تنفسی در زمان پرواز به قیمت جان حیوانات تمام شود.
- مشکل تنظیم گرمای بدن: در سگها تنظیم حرارت بدن از طریق تنفس صورت میگیرد و چون سگهای صورتتخت نمیتوانند به درستی نفس بکشند بیشتر در معرض گرمازدگیاند.
- مشکلات چشمی: آناتومی غیر عادی چشمها در سگهای صورتتخت، باعث میشود که این سگها نتوانند به طور کامل پلک بزنند. در نتیجه، احتمال خشکی و زخم قرنیه و برخی بیماری های دیگر چشمی در این سگها زیاد است.
- مشکلات پوستی: چین و چروکهای عمیق در صورت، احتمال ابتلا به بیماریهای قارچی، درماتیت آلرژیک، عفونت گوش و پیودرما (نوعی بیماری پوستی دردناک) در این نژادها را افزایش میدهد.
- صرفنظر از نژاد، خرید حیوانات از تولهکشان و دلالان، رونق دادن به تجارت کثیف حیوانات، استثمار و آزار حیوانات به اصطلاح «نژاددار» به منظور تولهکشی و دامن زدن به معضل حیوانات بیخانمان و بدسرپرست است. خرید حیواناتی که از طریق تقویت نقصهای ژنتیکی پرورش داده شدهاند، حتی از این هم بدتر است. خرید این حیوانات، باعث ادامهٔ پرورش حیواناتی میشود که از بدو تولد تا دم مرگ برای ناقصالخلقه بودنشان هزینهٔ گزافی میپردازند، حیواناتی که برای ارضای سلیقهٔ خریداران، حتی حق تنفس راحت را از آنها گرفتهاند...
نژادهای سگ صورتتخت عبارتند از:
Affenpinscher
Boston terrier
Boxer
Brussels griffon
Bulldog
Bulldog (Olde English)
Bulldog (Victorian)
Cavalier King Charles spaniel
Dogue de Bordeaux
French bulldog
Japanese chin
Lhasa apso
Mastiff
Mastiff (Brazilian)
Mastiff (Bull)
Mastiff (English)
Mastiff (Neapolitan)
Mastiff (Pyrenean)
Mastiff (Tibetan)
Mastiff (Spanish)
Olde English bulldog
Pekingnese
Pug
Shih tzu


- توضیحات
- نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
یگانگی

بگذار با هم به یگانگی برسیم
حتی اگر یکسان نباشیم...
میان من و تو پلی است
که تمام تفاوتهایمان را در هم مینوردد..
میان من و تو پیمانی است
که پای آن، امضای مهربانی است...
بگذار با هم به یگانگی برسیم...
- توضیحات
- نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
فاصله

میان ناآگاهی من
از حال و روز تو
و آن برق بهتآور آگاهی
فصلهایی بودند
که میخواهم بدانی
امروز با پشیمانی و شرم
مرور میکنم...
میان آگاهی من
از حال و روز سیاه تو
و ناتوانیم از تغییر آن
فاصلهایست
که میخواهم بدانی
با شرم و اندوهی بیانتها
پر شده است...
میان من و تو،
میان حال من و حال تو،
روزی، روزگاری،
توهّم فاصلهای بود
که دیر زمانی است
هیچ شده است...
من میدانم
و یقین میدانم
و با چشم و گوشِ
سر و دل و جان
میدانم
که ما یکی هستیم،
که ماهیت ما یکی است،
که غمها و خوشیهایمان
از یک جنساند...
میدانم که
هر دویمان
فقط آزادی میخواهیم
و کمی عشق و امنیت و آرامش...
آیا توقع زیادی است؟
میان آشوب من
از دیدن حال و روز تو
و بیمیلی دیگران به دانستن
فاصلهایست بس اندوهبار...
این فاصله هم روزی هیچ میشود
و این امارت شکنجه و ظلم
به گَردی در تاریخ
بدل خواهد شد...
این را میدانم
این را به یقین میدانم
اما افسوس
که دیگر برای تو دیر خواهد بود
و این، فاصلهٔ میان ایمان من است
با ناامیدی من...
برای تو دیر خواهد بود...
برای تو خیلی دیر خواهد بود...
- توضیحات
- نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
نجات

میخواهی نجاتم بدهی؟
میتوانی نجاتم بدهی؟
بگو که میخواهی!
بگو که میتوانی!
بگو، بگو که بیمن
از این جهنم خارج نمیشوی!
تو اولینای، تو اولینای
که گذارش بر من افتاده
و مرا به راستی دیده است،
منِ اسیرِ آزادی ندیده را
من زندهٔ زندگی نکرده را،
منِ بردهٔ خوشی نچشیده را...
تو اولین کسی هستی که
از پشت اشکها به من نگاه کرده
و در گوشم زمزمه کرده است:
«همه چیز درست میشود»...
تو اولین کسی هستی
که صورت مرا نوازش کرده
و نگاهم را خوانده است...
تو اولین کسی هستی
که با سوسوی چراغی نیمهسوز
به دنیای تاریک من راه برده است...
نرو!
اگر بروی،
آخرین کسی خواهی بود
که مرا به راستی دیده وشنیده است...
تو بروی
چه کسی مرا از دست بردهداران و جلادان خواهد رهاند؟
چه کسی ورای شکم و اسکناس به من خواهد نگریست؟
چه کسی منِ شکسته، منِ برده را
به امید و زندگی پیوند خواهد داد؟
بگو که بیمن از این جهنم خارج نمیشوی!
- توضیحات
- نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
رها

روزی رها خواهی بود
تو
و تو
و تو
و تو
و من رها خواهم بود
از زنجیرهای سنگینی
که به پای تو و قلب من است
و رویای زندگی را از تو
و خمیرمایهٔ شادی را
از روح من به یغما برده است...
آخر چگونه میتوانم
مستانه بخندم
وقتی تو
بردهای،
خستهای،
افسردهای،
درماندهای
و در درد ماندهای؟
چگونه میتوانم
از آزادی بسرایم
و چکاوکوار در دل بهار
به سوی نیلیها و طلاییها پر بکشم
وقتی تو
در قیراندودترین سیاهی کهکشان،
در ژرفترین سیاهچالههای بردگی
که همقبیلههایم
برایت خلق کردهاند
اسیر ماندهای
و هیچ روزنهای
از امید و فردا نمیبینی؟
چگونه میتوانم
چشم بر این زخم کریه زنده
که آزادی و شادی و عدالت را با هم بلعیده
و بوی تعفنش، از فاصلهٔ چند سال نوری از زمین
مشام هر بامرامی را میآزارد
ببندم و فریاد بزنم «من خوشبختام»؟
اما تو روزی رها خواهی بود
تو
و تو
و تو
و تو...
همهٔ شما روزی رها خواهید بود
آن روز
همه چیز همانطور خواهد بود
که قرار بوده باشد
نه سلطهای،
نه سلطهگری،
نه غل و زنجیری،
نه بردهای،
نه بردهداری،
نه زندانی،
نه زندانبانی،
نه ویرانگری،
نه اربابی،
نه سوداگری...
روزی رها خواهید بود
و من
رها خواهم بود
حتی اگر تا آن روز
خاکسترم،
همنشین ریشههای بوتههای وحشی شده باشد...
تو رها خواهی بود...