Hoghooghe-Heivanat Logo
quote16
  • حقوق حیوانات
  • گیاه‌‌خواری
  • آزمایش روی حیوانات
  • پوشاک و حقوق حیوانات
  • سرگرمی
  • حیوانات کار
  • موضوعات متفرقه
  • درباره و ارتباط
  • دل‌نوشته‌ها
توضیحات
نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
📅 منتشر شده در 01 آذر 1387

دانلودها و فیلم‌ها

فیلم سگ

سگ،‌ یکی از قربانیان زیاده‌خواهی و خودخواهی بشر در طول تاریخ بوده و هست. مخصوصاً در کشور ما سگ‌ها همیشه قربانی پیش‌داوری‌ها، انواع و اقسام جنایت‌های موردی و سیستماتیک و کشتارهای دسته‌جمعی بوده‌اند و هستند انگار که این موجودات در کشور ما اصلاً اجازهٔ بودن و زندگی کردن را ندارند.

در این کلیپ ۳۱ دقیقه‌ای سعی کردم به مشکلات سگ‌ها در سراسر دنیا به طور عام و مشکلات سگ‌ها در ایران به طور خاص بپردازم: تاریخچهٔ هم‌زیستی سگ با انسان، داستان «نژاد خالص» و «نژاددار» و «بی‌نژاد»، تجارت سگ‌ها، حیوان‌آزاری، کشتار سگ‌های بیخانمان، پناهگاه‌ها و مشکلات پناهگاه‌ها، کنترل جمعیت سگ‌ها با روش عقیم‌سازی، عملکرد شهرداری‌ها و دولت در برابر سگ‌ها....

امیدوارم دیدن این فیلم، چشم گروهی از مردم را که نسبت به سرنوشت این حیوانات بی‌تفاوت‌اند یا بدتر از اون، باعث درد و رنج اونها هستند، به روی واقعیت‌ها باز کنه: دولت، شهرداری‌ها، قانون‌گذاران و البته همهٔ گروه‌های مردم...

از همهٔ شما تقاضا می‌کنم برای گسترش آگاهی در بارهٔ ظلمی که به این حیوانات می‌شه و کمک به تغییر نحوهٔ برخورد دولت، شهرداری‌ها و مردم در برابر این حیوانات، این فیلم را به اشتراک بذارین و مخصوصاً به دست کسانی برسونین که در شهرداری‌ها فعال‌اند و برای سرنوشت این حیوانات تصمیم‌گیری می‌کنند.

 

 

تغذیهٔ گیاهی سالم (قسمت ۱)

در این قسمت به چند سوال پاسخ داده شده است: آیا تغذیهٔ گیاهی سالم و کافی است؟ بهترین الگو برای تغذیهٔ گیاهی کدام است؟ سازمان‌های کارشناسی بزرگ و معتبر در زمینهٔ تغذیه چه دیدگاهی نسبت به گیاه‌خواری دارند؟

 

تغذیهٔ گیاهی سالم (قسمت ۲)

در این قسمت به بحث پروتئین پرداخته شده است: اسیدهای آمینه، پوشش دادن نیاز بدن به پروتئین در تغذیهٔ گیاهی، مکّمل‌های پروتئین...

 

تغذیهٔ گیاهی سالم (قسمت ۳)

در این قسمت به بحث تامین ویتامین‌ها در تغذیهٔ گیاهی پرداخته شده است: ویتامین ب ۱۲ و ویتامین د.

 

تغذیهٔ گیاهی سالم (قسمت ۴)

در این قسمت به بحث تامین مواد معدنی در تغذیهٔ گیاهی پرداخته شده است. در تغذیهٔ گیاهی باید به تامین این مواد معدنی توجه بیشتر شود: ید، آهن، روی، کلسیم و سلنیوم. 

 

تغذیهٔ گیاهی سالم (قسمت ۵)

در این قسمت به بحث چربی‌ها پرداخته شده است. در انتخاب روغن‌ها باید به چه نکاتی توجه کنیم؟ تعادل بین امگا ۳ و امگا ۶، انواع چربی‌های امگا ۳، آیا برای تامین چربی‌های امگا ۳ باید ماهی‌ بخوریم؟

 

چرا افراد وگان لبنیات مصرف نمی‌کنند؟

 چرا شیر و لبنیات سالم نیست؟

گیاه‌خواری و عادت‌های غذایی

فیلم مستند «زمینیان (ساکنان زمین)»

earthlings
فیلم «زمینی‌ها» یا «ساکنان زمین»فیلم «زمینی‌ها» یا «ساکنان زمین»«زمینی‌ها» یکی از بهترین فیلم‌های مستندی است که رابطۀ بیمارگونۀ بشر با حیوانات دیگر را نشان می‌دهند. این فیلم، به زندگی و مرگ حیوانات خانگی در پناهگاه‌ها، زندگی و مرگ حیوانات پرورشی، زندگی حیوانات در سیرک‌ها، آزار حیوانات در برنامه‌های تفریحی، شکار ماهی‌ها و زندگی حیوانات آزمایشگاهی می‌پردازد. فیلم توسط Shaun Monson نوشته و کارگردانی شده است. ساختن این فیلم ۵ سال طول کشیده است و در چند جشنواره جوایزی را نصیب خود کرده است.برای مشاهدهٔ فیلم دوبله به صورت تکه‌تکه در یوتیوب روی این لینک کلیک کنید.
این فیلم کسی را نمی‌خنداند، کسی را شاد نمی‌کند، به کسی وعده و نوید نمی‌دهد. «زمینی‌ها» گوشه‌‌هایی از یک تراژدی تلخ را نشان می‌دهد که هر کدام از ما مسئول خلق آن هستیم، تنها ما، نه خدا، نه طبیعت و نه سرنوشت...این فیلم می‌تواند هر کسی را که هنوز قلبی دارد بگریاند و تا مدت‌ها منقلب کند و زندگی بسیاری را در همین مدت کوتاه تغییر دهد. آن را از دست ندهید.

 

  

فیلم مستند «سلطه» (قلمرو)

فیلم مستند «سلطه» (قلمرو)فیلم مستند «سلطه» در سال ۲۰۱۸ ساخته شده است. این فیلم مجموعه‌ای کامل، نفس‌گیر، بی‌آرایش و بی‌پیرایش از زندگی و مرگ حیوانات تحت سلطهٔ بشر است: حیواناتی که برای غذا، پوشاک، تحقیق یا سرگرمی آدم‌ها پرورش داده و کشته می‌شوند. فیلم در دو ساعت واقعیت‌های زندگی و مرگ این حیوانات را از مرغ‌ها گرفته تا شترها تا بزها تا گاوها تا بوقلمون‌ها  تا اردک‌ها تا موش‌ها تا سگ‌ها تا ماهی‌ها تا غازها تا راسوها تا روباه‌ها تا اسب‌ها به صورت فشرده ولی با جزئیات کافی و فلج کننده و بدون سانسور به معرض تماشا می‌گذارد. به استثنای چند صحنه، تمام صحنه‌های این فیلم از دامداری‌ها، آزمایشگاه‌ها، مراکز توله‌کشی و مراکز سرگرمی استرالیا و با دوربین‌های مخفی یا پهبادهای کوچک فیلمبرداری شده‌اند. این فیلم حقیقت گونهٔ سلطه‌جوی ما را به خوبی و عریانی تمام نشان می‌دهد. اگر جزو کسانی هستید که مرتب برای مصرف محصولات حیوانی خود بهانه می‌آورند این فیلم همهٔ بهانه‌ها را از شما خواهد گرفت. فیلم را ببینیم، به اشتراک بگذاریم و از حرکتی که در استرالیا و همهٔ دنیا به راه انداخته است حمایت کنیم و بسیار مهم‌تراز همهٔ این‌ها: از این چرخهٔ عینی سلطه و جنایت و زندان و داغ و خون خارج شویم.  بد نیست بدانیم یکی از تولید کنندگان این فیلم «شاون مورسون» است که فیلم «زمینی‌ها» را تولید کرده بود. گویندگان این فیلم همگی سلبریتی‌های وگان هستند، از جمله «فونیکس». فیلم به صورت رایگان برای همه در دسترس است. برای دیدن فیلم با زیرنویس فارسی روی این لینک کلیک کنید.

 

فیلم مستند «توطئهٔ گاوی»

فیلم مستند «توطيهٔ گاوی» به تاثیرات زیست‌محیطی مصرف محصولات حیوانی می‌پردازد. برای توضیحات در مورد این فیلم روی این لینک کلیک کنید.

 

فیلم مستند «پایان گوشت»

این فیلم آیندهٔ روشنی را تجسم می‌کند که انسان‌ها دیگر گوشت نمی‌خورند. این فیلم را می‌توانید در نت‌فلیکس تماشا کنید. دوبلهٔ آلمانی این فیلم را می‌توان به صورت رایگان در یوتیوب دید.

 

دانلودها

دانلود نسخهٔ پی‌دی‌اف کتاب «فواید گیاه‌خواری» نوشتۀ صادق هدایت

دانلود نسخهٔ پی‌دی‌اف رایگان کتاب «پاک‌گیاه‌خواری، چرا و چگونه؟» نوشتهٔ تالین ساهاکیان

 

توضیحات
نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
📅 منتشر شده در 27 آبان 1387

 

بوقلمون‌ها

wild turkeys

بسیاری از مردم بوقلمون‌ها را تنها به صورت پیکرهای بی‌سر و با شکم‌های باز پر کرده با مخّلفات بر سر میز شام شب‌های عید ملاقات می‌کنند و آن را نمادی از برکت و شادی می‌دانند در حالی که اگر با شخصیت و خصایل این حیوان شگفت‌انگیز از نزدیک آشنا شوند، متوجه خواهند شد چیزی برای شادی بر سر پیکر بی‌سر این حیوان وجود ندارد.

بوقلمون‌ها موجوداتی زیبا، بازیگوش، باهوش، خوش‌حافظه، خانواده‌دوست، ورزش‌دوست و فوق‌العاده اجتماعی هستند. در محیط‌های طبیعی، بوقلمون‌ها روز خود را به مراقبت از بچه‌های خود، ساختن لانه، جستجو برای غذا، گرفتن حمام گرد و خاک، آراستن پرهای خود و بیتوته کردن بر شاخه‌های درختان می‌گذرانند. 

 

بوقلمون‌ها، ورزشکاران نمونه
بوقلمون‌های پرورشی دستکاری ژنتیکی شده‌اند تا بسیار سریع چاق شوند ولی بوقلمون‌هایی که در طبیعت زندگی می‌کنند، بسیار ورزشکار هستند. بوقلمون‌های وحشی می‌توانند با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت پرواز کنند و با سرعت ۲۲ کیلومتر در ساعت روی زمین بدوند.

turkey flying2

 

طول عمر طبیعی بوقلمون‌ها
طول عمر طبیعی بوقلمون‌ها ۱۰ تا ۱۲ سال است ولی در دامداری‌ها بعد از رسیدن به ۵ ماهگی کشته می‌شوند.

 

تشخیص کامل رنگ‌ها در بوقلمون ها
بر خلاف بسیاری از حیوانات بوقلمون‌ها قادرند مانند انسان‌ها تمام رنگ‌ها را تشخیص دهند.

 

رابطۀ مادر فرزندی در بوقلمون‌ها

در طبیعت بوقلمون‌ها تا یک سالگی با مادر خود زندگی می‌کنند. این پرندگان آرام بسیار به فرزندان خود وابسته هستند. یک بوقلمون مادر با تمام شهامت و قدرت از فرزندان خود دفاع می‌کند. او تا یک سالگی جوجه‌ها با آنها و روی زمین می‌ماند تا زمانی که آنها بتوانند پرواز کنند و روی درخت‌ها بنشینند.

turkey mom

بوقلمون‌ها حیوانات خوش‌حافظه
اریک مارکوس، نویسندۀ کتاب «وگان: اخلاق جدید برای تغذیه» می‌گوید:
«بوقلمون‌ها چهرۀ شما را به خاطر می‌سپارند و با گذشت هر روز، که به آنها سر می‌زنید نزدیک‌تر به شما می‌نشینند. هر روز به آنها سر بزنید، بعد از مدت کوتاهی، تعدادی از آنها شما را به عنوان سوگلی خود انتخاب می‌کنند و هر موقع از راه می‌رسید دوان-دوان به سمت شما می‌آیند. اینجا به طور مشخص پرندگان شما را انتخاب می‌کنند نه شما پرندگان را. پرندگان مختلف آدم‌های مختلف را انتخاب می‌کنند.»

sanctuary1

sanctuary2

تولد بوقلمون‌ها در مزارع صنعتی
بوقلمون‌هایی که زندگی خود را در مزارع صنعتی شروع می‌کنند هرگز شانس دیدن مادر خود را ندارند همانطور که مادر و پدر آنها شانس دیدن همدیگر را نداشته‌اند! پس از تلقیح مصنوعی، بوقلمون‌های ماده تخم می‌گذارند، تخم‌ها بلافاصله به ماشین‌های مخصوص که وظیفۀ گرم کردن تخم‌ها را دارند منتقل می‌شوند. چند هزار جوجه به فاصلۀ چند ساعت از تخم‌های خود بیرون می‌آیند. با استفاده از یک دستگاه اتوماتیک پوسته‌های تخم‌ها و جوجه‌ها جدا می‌شوند. جوجه‌هایی که کمی در بیرون آمدن از تخم تاخیر دارند معمولاً همراه پوسته‌ها از سطل آشغال سر در می‌آورند. به نظر من اینها جوجه‌های خوش‌شانس هستند چون عاقبت بدتری در انتظار آنهایی است که از تخم بیرون آمده‌اند. تعدادی از جوجه‌ها بلافاصله داخل پلاستیک انداخته می‌شوند و در حالی که در پلاستیک‌ها بسته شده است، برای انجام آزمایشات در مورد سلامتی جوجه‌ها به آزمایشگاه فرستاده می‌شوند. بعضی از این جوجه‌ها هم بدشانسی (؟) می‌آورند و قبل از آنکه در پلاستیک‌ها باز شود خفه می‌شوند.

turkey hatch

زندگی بوقلمون‌ها در دامداری‌های صنعتی
وضعیت زندگی بوقلمون‌ها در مزارع صنعتی دقیقاً مانند زندگی مرغ‌هاست. هر پرنده حدود ۱ متر مربع فضا در اختیار دارد. اگر جثۀ یک بوقلمون را در ذهن خود مجسم کنیم، به راحتی می‌توانیم حدس بزنیم که آنها فضای کافی برای راه رفتن ندارند. در قفس‌های پرازدحام، این پرندگان از انجام ساده‌ترین کارهای لذت‌بخش مانند گرفتن دوش گرد و خاک، بزرگ کردن فرزندان، جستجو در خاک برای غذا، پرواز کردن و حتی دویدن محروم هستند. این شرایط سخت، بوقلمون‌ها را عصبی می‌کند طوری که شروع به آسیب زدن به همدیگر می‌کنند. برای کم کردن تلفات ناشی از این جنگ‌ها، هنگامی که بوقلمون‌ها هنوز جوجه هستند نوک بالا و چنگال‌های آنها با تیغ داغ بریده می‌شود و قسمت آویزان پرندگان نر که از نوک تا سینه‌ها امتداد دارد برداشته می‌شود. تمام این عمل‌ها بدون استفاده از داروی بی‌حسی انجام می‌شود.

factory farm1

farm2farm3

برای آنکه وزن پرندگان در کمترین زمان ممکن یعنی ۵ ماه به چیزی فراتر از وزن طبیعی یک بوقلمون برسد، با استفاده از اصلاح نژادی، غذاهای هرمونی و غیره این پرندگان را که در حالت طبیعی هرگز دچار چاقی نمی‌شوند، آنچنان چاق می‌کنند که زیر بار وزن خود چلاق می‌شوند.
این بوقلمون‌ها تا روزی که مانند کالاهای بی‌ارزش داخل کامیون‌ها ریخته شوند تا به کشتارگاه برده شوند، هوای تازه را تنفس نمی‌کنند و نور خورشید را بر پشت خود حس نمی‌کنند. در برخی از پرورشگاه‌ها حتی به این هم اکتفا نمی‌کنند و پرندگان مریض و زخمی را آنقدر می‌زنند تا بمیرند یا آنها را خفه می‌کنند.

 

انتقال بوقلمون‌ها به کشتارگاه‌ها
انتقال بوقلمون‌ها به کشتارگاه‌ها ممکن است چند ساعت تا چند روز طول بکشد بی‌آنکه در راه به حیوانات آب و غذا داده شود یا فکری به حال سرما و گرمای آنها بشود. تعدادی از حیوانات در راه می‌میرند.

 

کشتار بوقلمون‌ها
بوقلمون‌هایی که زنده به کشتارگاه می‌رسند با خشونت از کامیون‌ها به داخل کشتارگاه منتقل شده و از پاها به چنگال‌ها آویخته می‌شوند و از جلوی یک تانک گیج کننده عبور داده می‌شوند تا گیج و کمی بی‌حس شوند. پرندگان در این حالت قادر به حرکت نیستند ولی هنوز زنده‌اند. پس از این مرحله پرندگان از جلوی یک تیغ الکتریکی عبور داده می‌شوند. برخی از پرندگان در جلوی مخزن گیج کننده جاخالی می‌دهند و با هوشیاری کامل به طرف تیغ الکتریکی که سرهای آنها را می‌برد می‌روند. اگر تیغ الکتریکی گردن پرنده‌ای را به درستی نبرد، پرندۀ نگون‌بخت زنده-زنده به مخزن پر از آب جوش که برای کندن پرهای آنها در نظر گرفته شده است انداخته می‌شود. تکلیف کشتار سنّتی هم که روشن است. اگر صحنۀ ذبح سنّتی یک بوقلمون را دیده باشید، حتماً اعتراف خواهید کرد که یکی از بدترین صحنه‌هاییست که می‌توان در زندگی دید.

slaughterhouse

 

توضیحات
نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
📅 منتشر شده در 26 آبان 1387

سوال‌ها و جواب‌ها در مورد حقوق حیوانات

حیوانات که چیزی نمی‌فهمند. چرا باید مراقب باشیم به آنها آزاری نرسانیم؟

حیوانات به‌اندازۀ انسان‌ها باهوش نیستند ولی در درد و رنج کشیدن با ما برابرند. یک ماهی همانقدر از فرو رفتن قلاب در لب خود درد می‌کشد که یک انسان ممکن است از فرو رفتن یک قلاب بزرگ در لبش درد بکشد. اگر فکر می‌کنید یک گوسفند در موقع بریده شدن سر کمتر از یک انسان درد می‌کشد، دفعۀ بعد هنگامی که می‌خواهید "خوراک زبان" درست کنید به جای دندان های گوسفند روی آن توجه کنید. یک سگ اسیر در قفس یک آزمایشگاه همانقدر از اسارت زجر می‌کشد که ما از زندانی شدن در یک اتاق 2 متر در 2 متر. یک گاو هنگام ورود به کشتارگاه همانقدر می‌ترسد که اگر قرار باشد سر ما را ببرند. تمام اینها نه تنها از روی مشاهدات بلکه با تحقیقات روانشناسی دقیق مشخص و ثابت شده‌اند.
تحقیقات بسیار زیاد در زمینۀ پستانداران نشان داده‌اند که الگوهای درد و ترس در تمام پستانداران دقیقاً مشابه انسان است و اگر چه تحقیقات کمتری در زمینۀ پرندگان و ماهی‌ها انجام شده است، بسیاری از متخصصان رفتارشناسی حیوانات با قاطعیت می‌گویند که الگوهای درد و ترس در پرندگان و ماهی‌ها نیز مشابه انسان‌هاست.
نشانه‌های ترس، لذت، خوشی یا افسردگی در حیوانات آنقدر واضح است که لازم نیست کسی متخصص رفتارشناسی حیوانات باشد تا به آنها پی ببرد. هر کس از در دوستی با حیوانات در آمده باشد و مدت زمانی را با آنها گذرانده باشد به خوبی می‌داند که آنها بسیار بسیار باهوش‌تر و باشعورتر از چیزی هستند که برخی از مردم تصور می‌کنند. آنها سرشار از احساسات، شادی‌ها، غم‌ها و نگرانی‌ها هستند. آنها نیز مانند ما به محبت و توجه نیازدارند، آنها هم از جدا شدن از فرزندان یا دوستان خود واهمه دارند. آنها هم مثل ما غمگین می‌شوند. آنها هم از خشونت می‌ترسند. آنها هم مثل ما می‌خواهند زندگی کنند.

ما اشرف مخلوقات هستیم. چرا نگران بقیه باشیم؟


برخی از مردم مرتب به برتری انسان نسبت به حیوانات دیگر اشاره می‌کنند و این را توجیهی برای این همه ظلم به حیوانات می‌دانند. هنری بستون نویسنده و فیلسوف طبیعت‌گرا می‌گوید:
"ما به شناختی متفاوت، خردمندانه‌تر و شاید عرفانی‌تر از حیوانات احتیاج داریم. دور از طبیعت جهانی و در حال زندگی با اختراعات پیچیده، انسان متمدن، موجودات را از پشت عینک دانش خود بررسی می‌کند و در نتیجه، یک پر را درشت شده و کل تصویر را کج و معوج می‌بیند. ما به خاطر نقص آنها (حیوانات) بر آنها فرمانروایی می‌کنیم، به خاطر سرنوشت غم‌انگیزشان، چرا که بسیار پست‌تر از ما آفریده شده‌ا‌ند و اینجاست که ما سخت در اشتباهیم چرا که قرار نیست حیوانات توسط انسان سنجیده شوند. در دنیایی قدیمی‌تر و کامل‌تر از دنیای ما، آنها کامل و بی‌نقص بودند، مجهز به حواس اضافه‌ا‌ی که ما از دست داده‌ا‌یم و یا هرگز نداشته‌ا‌یم، در حال زندگی با صداهایی که ما هرگز نخواهیم شنید. آنها برادران ما هستند نه زیردستان ما، آنها اقوام دیگر هستند که توسط ما در دام زندگی و زمان اسیر شده‌ا‌ند، زندانی‌های فخر و رنج زمین (منظور انسان است)."
در واقع، از نظر حواس و برخی قابلیت‌ها بسیاری از حیوانات بسیار پیشرفته‌تر از ما انسان‌ها هستند.
اگر منظور ما از "اشرف مخلوقات" بودن هوش برتر ماست، با این حساب یک جانی روانی که با کمال هوش و ظرافت 40 نفر را می‌کشد هم اشرف انسان‌هاست!!!!
در حقیقت، نقطۀ برتری انسان نسبت به حیوانات دیگر معنویت اوست، معنویتی که قاعدتاً باید باعث شود هر کدام از ما از ایجاد درد و رنج برای انسان‌ها و موجودات دیگر به شدت پرهیز کنیم، معنویتی که باید ما را به موجوداتی آباد کننده تبدیل کند نه به موجوداتی مخرّب، معنویتی که باید ما را از هر خونریزی و کشتار که از سر دفاع از خود نباشد باز دارد، معنویتی که باید باعث شود ما نسبت به سرنوشت انسان‌ها و تمام موجودات دیگر احساس مسئولیت کنیم. اگر این معنویت در ما وجود ندارد چگونه می‌توانیم ادعا کنیم که اشرف همۀ موجودات هستیم؟

 

در طبیعت هم ممکن است حیوانی رنج بکشد. چرا فقط زجری را که توسط انسان‌ها بر حیوانات تحمیل می‌شود در نظر بگیریم؟


بله در طبیعت هم ممکن است یک حیوان رنج بکشد و بمیرد ولی آیا همین قضیه در مورد انسان‌ها هم صادق نیست؟ هر کس ممکن است بر اثر تصادف، سوانح، فجایع طبیعی و غیره دچار بدترین نوع رنج شود و یا به بدترین وضع بمیرد ولی آیا یک جانی که کسی را در جایی زندانی کرده است یا کسی را شکنجه کرده است یا کسی را کشته است می‌تواند بگوید "اگر من این کار را نمی‌کردم، باز هم ممکن بود این شخص به دلایل دیگر دچار این رنج شود؟"
علاوه بر این، درد و رنجی که به واسطۀ قوانین طبیعت بر حیوانات وارد می‌شود، هرگز نمی‌تواند با درد و رنجی که توسط انسان‌ها بر آنها وارد می‌شود، هم ترازی کند. کدام درد و رنج می‌تواند با درد و رنجی که ما هر روز و هر لحظه به میلیون‌ها حیوان پرورشگاهی، آزمایشگاهی و حتی خانگی وارد می‌کنیم برابری کند؟ طبیعت لزوماً عادل نیست ولی شکنجه گر هم نیست. شکنجه گری خصلتی است که تنها در نوع بشر وجود دارد و بس.

 

به هر حال حیوانات انسان نیستند.


وقتی از حقوق حیوانات صحبت می‌کنیم، منظور به هیچ عنوان حقوق مساوی یا حتی مشابه با انسان‌ها نیست. دادن حقوق مشابه حقوق انسانی به حیوانات نه ممکن است، نه لازم است و نه به نفع حیوانات. ساختار فکری و اجتماعی حیوانات بسیار ساده‌تر از انسان‌هاست. حیوانات نه به الگوهای پیشرفتۀ اجتماعی و سیاسی نیاز دارند، نه به سواد و تحصیل، نه به تکنولوژی. همۀ آنها به آزادی، نور خورشید، فضای کافی و مناسب برای نشان دادن رفتارهای طبیعی خود، غذای طبیعی و همراهی با هم‌نوعان خود نیاز دارند. ما تنها یک وظیفه داریم: از زیر پا گذاشتن حقوق طبیعی حیوانات خودداری کنیم.

 

من حیوانات را دوست ندارم. چرا باید از حقوق آنها دفاع کنم؟

شرط لازم برای احترام به حقوق حیوانات علاقه به آنها نیست. آیا ما تمام افرادی را که با آنها در ارتباط هستیم دوست داریم؟ نه! ولی با این حال به حقوق انسانی آنها احترام می‌گذاریم. این قسمتی از انسانیت ماست. من سوسک‌ها را دوست ندارم ولی اگر ببینم کسی بال‌های یک سوسک زنده را می‌کند یا به هر ترتیب دیگر او را شکنجه می‌کند، جلویش را می‌گیرم.
علاقه و احترام به حیوانات از بسیاری جهات مانند علاقه و احترام به کودکان است. کسی که به کودکان عشق می‌ورزد، از زندگی خود لذت بیشتری می‌برد ولی لازم نیست همه عاشق کودکان باشند تا در مقابل ظلم به آنها اعتراض کنند. بیشتر مردم حتی اگر علاقه ای به  کودکان و دنیای آنها نداشته باشند همچنان خود را موظف به رعایت حقوق آنها می‌دانند و در برابر موارد کودک‌آزاری یا خشونت در مقابل آنها در برابر خاطیان می‌ایستند. تنها دو دسته از مردم از این قاعده مستثنی هستند: کسانی که از سلامت روحی و روانی محروم هستند و مردم بی‌مسئولیت که به نظر من، باز هم جزء دستۀ اول محسوب می‌شوند.

 

امروز باید گوسفند یا گربه ای را نکشیم، لابد فردا باید پشه‌ای را که دارد خونمان را می‌مکد ناز کنیم!

چیزی که در حال حاضر در رابطۀ میان انسان و حیوان وجود دارد یک بینهایت است: یک بینهایت منفی و سیاه که با نکشتن یک پشه که دارد خون ما را می‌خورد چندین سال نوری فاصله دارد. آیا ما نمی‌توانیم به چیزی بینابین این دو فکر کنیم؟ هر کس حق دارد برای دفاع از خود حشره، حیوان یا حتی  انسانی را بکشد. احتمالاً ما روزانه حشرات بی‌گناه زیادی را نیز له می‌کنیم یا ممکن است بر اثر تصادف یا هر چیز دیگر باعث مرگ انسان یا حیوان بی‌گناهی  شویم ولی قتل و آزار موجودات بی‌آزار از روی عمد با هیچ یک از قوانین اخلاقی سازگاری ندارد.
برخی کارها در هر شرایطی زشت، غیر اخلاقی و نکوهیده هستند مثلاً کشتن یا آزار یک حیوان برای سرگرمی در تمام زمان‌ها، مکان‌ها و شرایط زشت و نکوهیده است در حالی که کشتن یک حیوان از زور گرسنگی و ناچاری غیر اخلاقی محسوب نمی‌شود ولی اگر همین حیوان در شرایطی کشته شود که انتخاب دیگری برای ادامۀ زندگی وجود دارد این کشتن با اخلاق سازگاری ندارد چنانکه سیزرو از قول حیوانات می‌گوید:
" من از تو انتظار ندارم وقتی در مضیقه هستی به من رحم کنی بلکه تنها زمانی که در تو تمایلات ظالمانه هست. مرا بکش تا بخوری ولی مرا نکش تنها برای آنکه بهتر بخوری!"
لئو تولستوی در جواب به کسانی که می پرسند  این مرز تا کجا ادامه دارد چنین می‌گوید:
"اگر نمی‌توانی انسانی را بکشی- خوب است، اگر نمی‌توانی گاو یا پرنده‌ا‌ی را بکشی بهتر است، اگر نمی‌توانی هیچ ماهی یا حشره‌ا‌ی را بکشی بهتر است. سعی کن تا جایی که می‌توانی پیش بروی. به این مسئله فکر نکن چه چیز ممکن و چه چیز ناممکن است. تو هر آنچه در توان داری انجام بده، همه چیز به این نکته بر می‌گردد."

 

کسانی که از حقوق حیوانات دفاع می‌کنند زیادی احساساتی نیستند؟

هنری سالت در این باره می‌گوید:
"قبل از هر چیز، باید با حس تمسخر نسبت به دفاع از حقوق حیوانات که "احساساتی بودن" فرض می‌شود مقابله کرد و آن را دور ریخت. ترس از این اتهام مضحک نهضت انسانیت را از بسیاری از کارکنان که در غیر این صورت، هم‌یاری می‌کردند محروم می‌کند و تا حدودی مسئول لحن بی‌دلیل محجوب و پوزش‌آمیزی است که در بین بشردوستان جا افتاده است. ما باید با این تمسخر روبرو شویم و بدون کمترین شبهه آن را به کسانی برگردانیم که به راستی شایستۀ آن هستند. این تمسخر باید به "آدم‌های پست" و "فروشندگان بوالهوس" برگردد- به احمق‌هایی که برای تحمیل رنج بر حیوانات دلیلی قانع کننده‌تر از این ندارند که بگویند "برای خود حیوانات بهتر است" - به گوشت‌خوارانی که زیر این عقیدۀ زاهدانه تقّلا می‌کنند که حیوانات به عنوان غذا برای ما "فرستاده" شده‌اند- به زنان احمقی که فکر می‌کنند جنازۀ یک پرنده زینتی شایسته برای کلاه است- به ورزشکاران کندذهنی که فکر می‌کنند جذابیت مسابقات انگلیسی در تمرین شکار روباه است- و دانشمندان نیمه‌روشنی که نمی‌دانند آزمایش روی حیوانات پی‌آمدهای اخلاقی و معنوی دارد که کمتر از پی‌آمدهای جسمی نیستند."

 

در زمانی که حقوق انسان‌ها در بیشتر جاهای دنیا زیر پا گذاشته می‌شود، چرا باید نگران حقوق حیوانات باشیم؟

حقوق بشر و حقوق حیوانات نه تنها دو بحث مجزا نیستند، بلکه مکّمل و مشوّق یکدیگر هستند. هنری اس سالت

نویسنده، بشر دوست، اصلاح‌طلب و فعال حقوق حیوانات در این باره می‌گوید:
"رهایی انسان از خشونت و بی عدالتی، آزادی حیوانات را به همراه خواهد آورد. هر دو اصلاح به طور جدایی‌ناپذیری به هم متصل هستند و هیچ کدام به تنهایی به تحقق کامل نمی‌رسد."
حقوق بشر و حقوق حیوانات آنچنان به هم مربوط هستند که محبوب‌ترین و سرشناس‌ترین فیلسوفان و فعالان صلح  طرفداران بی‌شائبۀ حقوق حیوانات بوده‌اند. آلبرت شوایتسر، پزشک و فیلسوف، متخصص الهیات و برندۀ جایزۀ صلح نوبل می‌گوید:
"تا زمانی که بشر دایرۀ محبت خود را به همۀ موجودات زنده گسترش ندهد، به صلح دست نخواهد یافت."
لئو تولستوی انسان‌شناس، فیلسوف و نویسندۀ روسی در این باره می‌گوید:
"از حیوان‌کشی تا آدم‌کشی و از حیوان‌آزاری تا انسان‌آزاری تنها یک قدم فاصله است."
و همچنین:
"تا زمانی که کشتارگاه‌ها وجود دارند، میدان‌های جنگ وجود خواهند داشت."
این وظیفۀ انسانی ماست که بدون قائل شدن تبعیض از اعمال خشونت و ظلم در برابر هر موجود زنده جلوگیری کنیم. اگر بی‌عدالتی و ظلم در برابر حیوانات را جایز بدانیم، این بی‌عدالتی خیلی سریع در بقیۀ ابعاد جامعه ریشه می‌دواند. عدالت تنها در صورت فراگیر بودن پایدار خواهد ماند.

 

 

اگر بخواهم از حیوانات حمایت کنم مورد مسخره قرار می‌گیرم.

آلبرت شوایتسر (Albert Schweitzer) پزشک و فیلسوف آلمانی، متخصص الهیات و برندۀ جایزۀ صلح نوبل در این باره می‌گوید:
"این تقدیر هر حقیقت است که وقتی برای اولین بار عنوان می‌شود، مورد تمسخر قرار گیرد. زمانی تصور اینکه سیاهان واقعاً انسان هستند و باید مانند انسان با آنها برخورد شود، احمقانه به نظر می‌رسید. آنچه زمانی احمقانه به نظر می‌رسید، امروز یک حقیقت بدیهی است. امروز تقاضای احترام مساوی برای تمام اشکال زندگی به عنوان لازمۀ جدی اخلاق منطق‌گرا اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد ولی زمانی فرا خواهد رسید که مردم شگفت‌زده خواهند شد که در زمان‌های بسیار دور انسان‌هایی وجود داشتند که تشخیص دادند آزار بدون تفکر به زندگی، با اخلاق واقعی منافات دارد. اخلاقیات در کامل‌ترین حالت خود، مسئولیت نسبت به هر چیزی است که زندگی دارد."

 

توضیحات
نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
📅 منتشر شده در 26 آبان 1387

بزها

goats0

طبیعت فوق العاده کنجکاو بزها، آنها را به موجوداتی سرزنده، شوخ‌طبع و دوست داشتنی تبدیل می‌کند به طوری که می‌توانند با کارهای بامزۀ خود ساعت‌ها کسی را مشغول کنند به همین دلیل، در سال‌های اخیر برخی از مردم بزها را به عنوان حیوانات خانگی نگهداری می‌کنند. آنها در فرار از طویله‌ها و مزارع نیز سابقۀ درخشانی دارند. برای کشف سوراخ‌ها و خرابی‌های حصارها کافیست بزی در مزرعه حضور داشته باشد. بزها بسیار اجتماعی هستند و از تنهایی گریزان‌اند.

goats

 

بزها، حیوانات اجتماعی

بزها نیز مانند گوسفندها حیوانات اجتماعی هستند و از تنهایی گریزانند. هر گله یک ملکه دارد که گروه را برای پیدا کردن چیزهای جالب هدایت می‌کند. ممکن است بزها به همدیگر شاخ بزنند، این رفتار کاملاً طبیعی است چون هر بز می‌خواهد برتری خود را بر دیگری ثابت کند. در ماه‌های اول پس از تولد، ممکن است بزی برای بازی همین کار را با آدم‌ها انجام دهد. اگر کسی نمی‌خواهد بزش این بازی را در بزرگسالی نیز ادامه دهد، بهتر است از هل دادن متقابل او به عقب خودداری کند چون در این صورت، این سوء تفاهم برای بز پیش می‌آید که آدم‌ها هم از این بازی جالب لذت می‌برند.

goats play

بزها حیوانات مقاوم

بزها بسیار مقاوم هستند و خود را با شرایط سخت آب و هوایی تطبیق می‌دهند. آنها قادرند در جاهای بسیار گرم، خشک و تپه‌ای به راحتی زندگی کنند.عمر طبیعی بزها 8 تا 10 سال است ولی ممکن است تا 12 سالگی هم زندگی کنند.

وضعیت بزها در دامداری‌های صنعتی

farm2

پرورش بزها برای گوشت و شیر سابقه‌ای ۱۰ هزار ساله دارد ولی در دهه‌های اخیر پرورش بزها به صورت صنعتی برای تولید شیر و گوشت نیز بسیار رایج شده است. در دامداری‌های صنعتی تعداد زیادی بز در اصطبل‌ها نگهداری می‌شوند. آنها به محیط بیرون، هوای آزاد و نور مستقیم خورشید دسترسی ندارند. این حیوانات جای کافی برای حرکت ندارند و در اینجا از زمین پوشیده شده از پوشال و کاه و خاک خبری نیست.

farm3

بزهای مادۀ به اصطلاح «اصلاح نژادی شده» را بین ۷ تا ۱۰ ماهگی با تلقیح مصنوعی باردار می‌کنند یا در یک جعبه می‌بندند طوری که امکان حرکت یا مقاومت نداشته باشند و بز نر را به او نزدیک می‌کنند تا او را باردار کند. دورۀ بارداری به طور متوسط حدود ۵ ماه طول می‌کشد. بزها یک تا سه بچه به دنیا می‌آورند و بعد از تولد بچه‌ها تا ۲۸۴ روز شیر تولید می‌کنند. زندگی این مادران  بسیار شبیه به گاوهای شیرده است. آنها را چند بار به صورت پی‌درپی باردار می‌کنند و پس از آنکه فرسوده شدند به کشتارگاه می‌فرستند. بزغاله‌ها حداکثر تا سه ماهگی پیش مادر خود می‌مانند و سپس به همراه بزغاله‌های دیگر به اصطبل‌های مجزا منتقل می‌شوند تا روزی که به کشتارگاه فرستاده شوند. بزغاله‌های نر اخته می‌شوند و شاخ همهٔ بزغاله‌ها بدون بی‌حسی سوزانده می‌شود. برای این کار یک استوانهٔ آهنی داغ را دور شاخ‌های آنها قرار می‌دهند و روی قسمت گوشت برای ۸ تا ۱۷ ثانیه نگه می‌دارند. این کار را دو تا سه بار برای هر شاخ تکرار می‌کنند. شاخ حیوانات، پر از عصب است و این کار درد فیزیکی و آسیب روحی شدیدی بر حیوانات وارد می‌کند.

cutting testicles

 

 

کشتار بزها

بزهای ماده‌ای که برای زاد و ولد به کار می‌روند پس از چند دوره بارداری و بزغاله‌ها را بین ۳ تا ۵ ماهگی به کشتارگاه می‌فرستند. کشتار آنها شبیه کشتار گوسفندهاست.

توضیحات
نوشته شده توسط: تالین ساهاکیان
📅 منتشر شده در 26 آبان 1387

چرا حقوق حیوانات؟

sheeps

حیوانات به اندازۀ انسان‌ها باهوش نیستند. اخلاق و معنویتی که ما برای گونۀ خود تعریف کرده‌ایم، در حیوانات دیگر تعریف نشده است پس چرا ما انسان‌ها باید برای حیوانات حقوق تعریف کنیم و به آن پایبند باشیم؟ در واقع، ما انسان‌ها نیستیم که باید برای حیوانات حقوق تعریف کنیم. تمام موجودات زنده با حقوق تعریف شده‌ای به دنیا می‌آیند، حقوقی که طبیعت برای آنها تعریف کرده است و ما انسان‌ها با خودخواهی تمام آنها را از موجودات دیگر گرفته‌ایم.  انسان، قدم کج اول را چند هزار سال پیش هنگامی که حیوانات وحشی را با نام حیوانات پرورشی و حیوانات کار به بردگی خود کشاند برداشت. در طول چند هزار سال گذشته ابعاد سوء استفاده از حیوانات آنچنان وسیع شده است که امروز به هر گوشه‌ای از زندگی انسان‌ها نگاه کنیم مستقیم یا غیر مستقیم به نمونه‌های بارزی از زیر پا گذاشتن حقوق طبیعی حیوانات می‌رسیم. اگر انسان پای خود را از گلیم خود درازتر نمی‌کرد و تیشه به ریشۀ طبیعت و موجودات دیگر نمی‌زد امروز لازم نبود نگران حقوق حیوانات باشیم ولی به هر تقدیر ما در این نقطه قرار داریم، در زمانی که در هر ثانیه ۱۶۸۰ حیوان بعد از یک زندگی نکبت‌بار در کشتارگاه‌های دنیا کشته می‌شوند یا در راه کشتارگاه جان می‌بازند یا بر اثر شرایط بسیار ناهنجار دامداری‌‌ها می‌میرند. در زمانی که در هر ثانیه ۴ حیوان پس از یک شکنجۀ طولانی روحی و جسمی در آزمایشگاه‌ها  می‌میرند، در زمانی که در هر ۳ تا ۴ ثانیه پوست یک حیوان در دنیا زنده زنده کنده می‌شود تا به مصرف کلاه و کت و پالتوی انسان‌های خودخواه و بی‌فکری برسد که فکر می‌کنند پولش را دارند پس چرا نخرند؟ در همین لحظه خدا می‌داند چند حیوان دیگر در سیرک‌ها و باغ وحش‌ها و مسابقات بوکس شامپانزه‌ها، گاوبازی اسپانیایی‌ها، جنگ سگ‌ها، جنگ خروس‌ها و غیره و غیره فدای «سرگرمی و تفریح» یا حفظ سنّت‌های (چه اصطلاح جالبی برای اعمال خشونت!) بربری دیگر می‌شوند.

chicken

در حقیقت، وقتی از حقوق حیوانات صحبت می‌کنیم، صحبت از «دادن» به معنای «اعطا کردن» نیست صحبت از «پس دادن» است و آن هم نه «پس دادن کامل».  ما حتی اگر بخواهیم نمی‌توانیم تمام حقوقی را که در طول چند هزار سال از حیوانات گرفته‌ایم به آنها پس دهیم، ما نمی‌توانیم رنج و شکنجه و وحشتی را که سالیانه بر میلیاردها حیوان تحمیل کرده‌ایم جبران کنیم، ما نمی‌توانیم زندگی و جان از دست رفتگان را برگردانیم، ما حتی نمی‌توانیم حیوانات به اصطلاح «پرورشی» یا «خانگی» که قابلیت خود را برای زندگی در طبیعت از دست داده‌اند به طبیعت برگردانیم... ولی حداقل می‌توانیم سعی کنیم قسمتی از حقوق طبیعی حیواناتی را که هنوز نفس می‌کشند به آنها پس دهیم و از اعمال خشونت بیشتر در برابر آنها خودداری کنیم. حیواناتی که در همین لحظه زجر می‌کشند، هنوز دم کشتارگاه‌ها یا قصابی‌ها از ترس می‌لرزند، هنوز در کامیون‌ها روی هم تل‌انبار می‌شوند، هنوز زنده-زنده پوستشان کنده می‌شود، هنوز فدای سرگرمی و تفریح انسان‌های وقیح می‌شوند، هنوز در آزمایشگاه‌ها لاک ناخن یا مواد شیمیایی ریمل به خوردشان داده می‌شود... این لطفی است که می‌توانیم  در وهلۀ اول به خودمان بکنیم چون یا باید به مفهوم واقعی کلمه انسان متمدن باشیم یا یک موجود باهوش ولی مخرّب و لاابالی.

  1. ماهی‌ها
  2. اردک ها و غازها
  3. گوسفندها
  4. مرغ ها

صفحه15 از16

  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
در همین رابطه بخوانید:
  • چرا حقوق حیوانات؟
  • حیوانات پرورشی
  • حیوانات خانگی
  • سوال‌ها و جواب‌ها
  • دانلودها و پیوندها
  • سخنان بزرگان و مشاهیر
  • کتاب پاک‌گیاه‌خواری
© 2008-2026 www.hoghooghe-heivanat.com. All Rights Reserved.
این سایت برای بهینه سازی و برآورد استفاده کاربران از کوکی استفاده می‌کند. با موافقت خود ما را در بهینه سازی سایت یاری می‌دهید.